Log in

I forgot my password

Search
 
 

Display results as :
 


Rechercher Advanced Search

December 2016
SunMonTueWedThuFriSat
    123
45678910
11121314151617
18192021222324
25262728293031

Calendar Calendar


دلنوشته

Page 1 of 40 1, 2, 3 ... 20 ... 40  Next

View previous topic View next topic Go down

دلنوشته

Post by ehsan.kay on 6/7/2012, 11:16 pm

اينجا دلنوشته ها رو ميذاريم
جاشون اينجا بهتره




من خدایی دارم،
که در این نزدیکی است
نه در ان بالاها
مهربان، خوب، قشنگ

چهره اش نورانیست



گاهگاهی سخنی می گوید، با دل کوچک من، ساده تر از سخن ساده من



او مرا می فهمد



او مرا می خواند، او مرا می خواهد


____________________________________________________

ehsan.kay
ناظر تالار
ناظر تالار

پست ها : 3836
تاریخ تولد : 1993-04-08
تاریخ عضویت : 2012-03-27
سن : 23
مکان : M.I.S 作者

View user profile http://spiral.com

Back to top Go down

Re: دلنوشته

Post by paniz on 6/7/2012, 11:27 pm

اين همون شعرس كه خودم گفتم....

ان رامش و تپش،عشق بود و مپنداشتمش هوس
اما ان عشاق نادر و دلداده و دلدر دست نبودند چيزى جز....هواى نفس!

اه و افسوس كه جايگزين عشق شد هواى نفسى
و عشق فدا شد تنها براى هوسى

ان هوس دم،همان عشق بود         همان احساس غريب و اشنا،در اون دل بود
رامش روح بود،تپش قلب بود...نفس دهر بود

تا بود،بود روح زندگى
نبودش بود مانند تشنگى

منم ان تشنه لبى كه در پى سرابى از رود گذشت
همان كه شب هنگام،در محرابى خويش از خويش گذشت

تا روانش ازاد شود،نَفْسش ارام شود.    
نَفَسش روان و فداى يار شود

ديوار را چگونه بايد گشود؟
حر ف دل را چگونه بايد شنود؟

نشنيدند و بنجره را بر او بستند
بر او موعظه كردند و كنار او نشستند

____________________________________________________

paniz
انریکه فن کار درست
انریکه فن کار درست

پست ها : 1618
تاریخ تولد : 1997-03-16
تاریخ عضویت : 2012-03-27
سن : 19
مکان : Somewhere over the rainbow...

View user profile http://www.panizpink.blogfa.com

Back to top Go down

Re: دلنوشته

Post by mahgol on 6/7/2012, 11:46 pm

این دیوانگیست ...

که از همه گلهای رُز تنها بخاطر اینکه خار یکی از آنها در دستمان فرو رفته است
متنفر باشیم ...
که همه رویاهای خود را تنها بخاطر اینکه یکی از آنها به حقیقت نپیوسته است رها کنیم

این دیوانگیست ...

که امید خود را به همه چیز از دست بدهیم بخاطر اینکه در زندگی با شکست مواجه شده ایم که از تلاش و کوشش دست بکشیم بخاطر اینکه یکی از کارهایمان بی نتیجه مانده است

این دیوانگیست ...

که همه دستهایی را که برای دوستی بسوی ما دراز می شوند بخاطر اینکه یکی از دوستانمان رابطه مان را زیر پا گذاشته است رد کنیم

این دیوانگیست ...

که همه شانس ها را لگدمال کنیم بخاطر اینکه در یکی از تلاشهایمان ناکام مانده ایم به امید اینکه در مسیر خود هرگز دچار این دیوانگی ها نشویم

و به یاد داشته باشیم که همیشه ...

شانس های دیگری هم هستند
دوستی های دیگری هم هستند
عشق های دیگری هم هستند
نیروهای دیگری هم هستند
و افق های بهتری هم هستند

تنها باید قوی و پُر استقامت باشیم و همه روزه در انتظار روزی بهتر و
شادتر از روزهای پیش باشیم ...

____________________________________________________

mahgol
انریکه گوش میده
انریکه گوش میده

پست ها : 1094
تاریخ عضویت : 2012-03-31

View user profile

Back to top Go down

Re: دلنوشته

Post by afsaneh on 7/7/2012, 1:35 pm

بابا چه خبره اینجا عجب شاعرایی...من که ازین کارا بلد نیستم

____________________________________________________


afsaneh
انریکه فن ارشد
انریکه فن ارشد

پست ها : 766
تاریخ تولد : 1992-09-12
تاریخ عضویت : 2012-03-26
سن : 24
مکان : In the arms of a black hole..!

View user profile

Back to top Go down

Re: دلنوشته

Post by ehsan.kay on 7/7/2012, 2:09 pm

سلامت می کنم اما

نمیگیرم جوابت را

مرا یک بوسه مهمان کن لب پر التهابت را

تو کاغذپاره می خوانی همه احساس قلبم را

تلافی می کنم من هم نمی خوانم کتابت را

تو ویران منی اما نگاهت ساز ابادیست

بساز ای نازنین منِ، همین تنها خرابت را

گرفتار بیابانم دراین صحرای دلتنگی

کفایت می کند شاید که می بینم سرابت را

____________________________________________________

ehsan.kay
ناظر تالار
ناظر تالار

پست ها : 3836
تاریخ تولد : 1993-04-08
تاریخ عضویت : 2012-03-27
سن : 23
مکان : M.I.S 作者

View user profile http://spiral.com

Back to top Go down

Re: دلنوشته

Post by mahgol on 7/7/2012, 8:13 pm

آیا تو خوشبختی؟

آیا سقفی بالای سرت هست؟
نانی برای خوردن

لباسی برای پوشیدن

و ساعتی برای خوابیدن داری؟ آری

نامی برای خوانده شدن

کتابی برای آموختن

و دانشی برای یاد دادن داری؟ آری

بدنی سالم برای برداشتن سبد یک پیرزن.

سقفی برای شاد کردن یک کودک

دهانی برای خندیدن و خنداندن داری؟ آری

لحظه‌ای برای حس کردن

قلبی برای دوست داشتن

و خدایی برای پرستیدن داری؟ آری

پس خوشبختی بسیار خوشبخت.

____________________________________________________

mahgol
انریکه گوش میده
انریکه گوش میده

پست ها : 1094
تاریخ عضویت : 2012-03-31

View user profile

Back to top Go down

Re: دلنوشته

Post by ehsan.kay on 7/7/2012, 9:01 pm

در سه حالت میتونی برای “دیگران” مهم باشی:
خوشگل باشی!
پولدار یا مشهور باشی!
بمیری!!!

____________________________________________________

ehsan.kay
ناظر تالار
ناظر تالار

پست ها : 3836
تاریخ تولد : 1993-04-08
تاریخ عضویت : 2012-03-27
سن : 23
مکان : M.I.S 作者

View user profile http://spiral.com

Back to top Go down

Re: دلنوشته

Post by paniz on 8/7/2012, 10:03 am

عمریست تقلید شطرنج بازان فهیم را در میاوریم ؛
ناگاه میفهمیم که اصلا حریفی در کار نیست ما مات بی حرکتی خود شده ایم !‬
***
‫بعضی دردها مثل ِ چایی میمونن
با گذشت ِ زمان "سرد" میشن ،
ولی "تلخیش" از بین نمیره ..
***
تمام سپاس من از کسی است که به من نیاز نداشت؛ اما فراموشم نکرد...‬
***
غریبه بود اشنا شد … عادت شد …عشق شد …هستی شد …
روزگار شد …خسته شد… بی وفا شد …دور شد…بی گانه شد …
فراموش نشد...

____________________________________________________

paniz
انریکه فن کار درست
انریکه فن کار درست

پست ها : 1618
تاریخ تولد : 1997-03-16
تاریخ عضویت : 2012-03-27
سن : 19
مکان : Somewhere over the rainbow...

View user profile http://www.panizpink.blogfa.com

Back to top Go down

Re: دلنوشته

Post by mahgol on 8/7/2012, 11:55 am

مردی مقابل گل فروشی ایستاد.او می خواست دسته گلی برای مادرش که در شهر دیگری بود سفارش دهد تا برایش پست شود .

وقتی از گل فروشی خارج شد ٬ دختر جوانی را دید که در کنار در نشسته بود و گریه می کرد. مرد نزدیک دختر رفت و از او پرسید : دختر خوب چرا گریه می کنی ؟

دختر گفت : می خواستم برای مادرم یک شاخه گل بخرم ولی پولم کم است . مرد لبخندی زد و گفت :با من بیا٬ من برای تو یک دسته گل خیلی قشنگ می خرم تا آن... را به مادرت بدهی.

وقتی از گل فروشی خارج می شدند دختر در حالی که دسته گل را در دستش گرفته بود لبخندی حاکی از خوشحالی و رضایت بر لب داشت. مرد به دختر گفت : می خواهی تو را برسانم ؟ دختر گفت نه ، تا قبر مادرم راهی نیست!

مرد دیگرنمی توانست چیزی بگوید٬ بغض گلویش را گرفت و دلش شکست. طاقت نیاورد٬ به گل فروشی برگشت٬ دسته گل را پس گرفت و ۲۰۰ کیلومتر رانندگی کرد تا خودش آن را به دست مادرش هدیه بدهد

____________________________________________________

mahgol
انریکه گوش میده
انریکه گوش میده

پست ها : 1094
تاریخ عضویت : 2012-03-31

View user profile

Back to top Go down

Re: دلنوشته

Post by ehsan.kay on 8/7/2012, 5:50 pm

اگه پرسید ازت هنوز تو فکرمی

بخندُ بهش بگو یه تجربه بودم همین

اگه پرسید تاحالا واسه من گریه کردی

بگو نه ولی بگو گریه کردم که برگردی

حواست نیست چقدر خرابُ داغونم

بدون تو تکُ تنها نمیتونم

چرا انقدر کنار اون تو آرومی

نگو از گریه هام چیزی نمیدونی

حواست نیست به این حالی که من دارم

حواست نیست که من چقدر دوست دارم

حواست نیست همش گریه شده کارم

نفهمیدی من اونم که تورو تنهات نمیزارم

بهش نگو یه سالُ ما باهم زندگی کردیم

نگو یه روز نبودم یه عمر گریه میکردی

بهش نگو که گفتی زندگی بی من نمیشه

قسم خوردی بمونی تا همیشه

____________________________________________________

ehsan.kay
ناظر تالار
ناظر تالار

پست ها : 3836
تاریخ تولد : 1993-04-08
تاریخ عضویت : 2012-03-27
سن : 23
مکان : M.I.S 作者

View user profile http://spiral.com

Back to top Go down

Re: دلنوشته

Post by ehsan.kay on 11/7/2012, 12:37 pm

مثبت نخواستيم......منفي نديد........واقعا كه

من تنها نیستم

اشکهایم را دارم

اشکهایی که از غم تو بر گونه هایم جاری است.

من تنها نیستم

لحظه ها را دارم, لحظه هایی که یکی

پس از دیگری عاشقانه می میرند

تا حجم فاصله را کمرنگ تر کنند.

من تنها نیستم چرا که خیالت حتی یک نفس از من غافل نمی شود.

چقدر دوست دارم

لحظه هایی را که دلتنگ چشمانت می شوم.

هر لحظه دوریت برایم یک دنیا دلتنگی است

و چقدر صبور است دل من

چرا که به اندازه تمام لحظه های عاشق بودنم از تو دور هستم .

ولی من باز چشم براهم...

چشم به راهم تا آرامش را به قلب من هدیه کنی مهربان من


____________________________________________________

ehsan.kay
ناظر تالار
ناظر تالار

پست ها : 3836
تاریخ تولد : 1993-04-08
تاریخ عضویت : 2012-03-27
سن : 23
مکان : M.I.S 作者

View user profile http://spiral.com

Back to top Go down

Re: دلنوشته

Post by ehsan.kay on 12/7/2012, 1:13 am

پرواز را خواهم آموخت...شاید مقصد تو باشی...برای رسیدن به تو پرواز که سهل
است...بی وزنی را هم خواهم آموخت...شاید بتوانم اوج بگیرم...شاید در بی
وزنی من نیز عروج پیداکنم...شاید...
چگونه زیستن را به من
بیاموز...چگونه سوختن را از پروانه می آموزم...به من بیاموز چگونه چشمانم
را عمرم را زندگی ام را مهرم را وجودم را برای رسیدن به تو صرف کنم...

بارالها
مقصد تویی از راه نمی ترسم لیکن تنهایی سپری کردن سخت است...در این جاده ی
پرپیچ وخم زندگی تنهایم مگذار...مرا به غیر خودت وا مگذار...به غیر از
خودت محتاجم مکن...

پروردگارا مرا از آرزوهای دور و دراز در امان دار
و به صدق عمل آرزوهای ما تنگ میدان ساز و از فریب و سراب آرزوها به سلامت
دار...و روزی مباد که از یاد مرگ غافل باشم...آن سان که مرا آرزوی آن نبود
که به سر آورم ساعتی را از پس ساعت دیگر و و بردارم گامی را از پی گام دگر و
بپیوندم نفسی را نفس دگر و به پایان برم روزی را از پس روز دگر...

ای
خداوند در این جهان آن چنان از عمل صالح برخوردارمان فرمای که وعده ی
دیدار تو را با با همه ی نزدیکی اش دیر شماریم و آتش اشتیاق ما در پیوستن
به تو در دل زبانه کشد آن سان که مرگ سرای انس ما شود که به آن دل بربندیم و
آشیانه ی الفت ما که به سوی آن پر گشاییم و خویشاوند ما که نزدیک شدن به
او را دوست بداریم.

____________________________________________________

ehsan.kay
ناظر تالار
ناظر تالار

پست ها : 3836
تاریخ تولد : 1993-04-08
تاریخ عضویت : 2012-03-27
سن : 23
مکان : M.I.S 作者

View user profile http://spiral.com

Back to top Go down

Re: دلنوشته

Post by ehsan.kay on 15/7/2012, 11:48 am

پیشـانــی ام ،

چـسبیدن بـه سیـنـه ات را می خــواهــد ..

و چــشمـانــم ،

خـیس کـــردن ِ پیــراهــنت را !

چـه بغض ِ پـُرتــوقـعی دارم من امـــروز


____________________________________________________

ehsan.kay
ناظر تالار
ناظر تالار

پست ها : 3836
تاریخ تولد : 1993-04-08
تاریخ عضویت : 2012-03-27
سن : 23
مکان : M.I.S 作者

View user profile http://spiral.com

Back to top Go down

Re: دلنوشته

Post by mahgol on 15/7/2012, 7:00 pm

مسلمانی...
واعظی پرسید از فرزند خویش
هیچ می دانی مسلمانی به چیست؟

صدق و بی آزاری و خدمت به خلق
هم عبادت، هم کلید زندگیست

گفت زین معیار اندر شهرما
یک مسلمان هست آن هم ارمنیست


____________________________________________________

mahgol
انریکه گوش میده
انریکه گوش میده

پست ها : 1094
تاریخ عضویت : 2012-03-31

View user profile

Back to top Go down

Re: دلنوشته

Post by Bahare on 15/7/2012, 7:10 pm

حــــــرف تــــــو که میشــــــود

مــــــن

چقــــــدر ناشیانه,

ادعــــــای بی تفاوتــــــی میکــــــنم!


____________________________________________________

Bahare
مدیر تالار
مدیر تالار

پست ها : 2285
تاریخ تولد : 1996-06-13
تاریخ عضویت : 2012-03-16
سن : 20
مکان : A World Like This

View user profile http://thewanted-fans2.tk/

Back to top Go down

Re: دلنوشته

Post by ehsan.kay on 16/7/2012, 9:51 pm

خدا رو دوست دارم چون *آی دیش* " همیشه روشنه " خدا
رو دوست دارم چون به همه *پی ام ها* " جواب میده " خدا رو دوست دارم چون
حرفای آدم رو "سند توآل نمی كنه " خدا رو دوست دارم چون هیچ كسی رو "
ایگنور نمی كنه!

____________________________________________________

ehsan.kay
ناظر تالار
ناظر تالار

پست ها : 3836
تاریخ تولد : 1993-04-08
تاریخ عضویت : 2012-03-27
سن : 23
مکان : M.I.S 作者

View user profile http://spiral.com

Back to top Go down

Re: دلنوشته

Post by ehsan.kay on 17/7/2012, 1:24 pm

مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت. در حال کار، گفتگوی جالبی بین آنها در گرفت. آنها به موضوع «خدا» رسیدند؛
آرایشگر گفت: “من باور نمی‌کنم خدا وجود داشته باشد.”
مشتری پرسید: “چرا؟”
آرایشگر
گفت: “کافی است به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد. اگر خدا وجود
داشت آیا این همه مریض می‌شدند؟ بچه‌های بی‌سرپرست پیدا می‌شدند؟ این همه
درد و رنج وجود داشت؟ نمی توانم خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه دهد این
چیزها وجود داشته باشد.”
مشتری لحظه ای فکر کرد، اما جوابی نداد؛ چون نمی‌خواست جروبحث کند.
آرایشگر
کارش را تمام کرد و مشتری از مغازه بیرون رفت. در خیابان مردی را دید با
موهای بلند و کثیف و به هم تابیده و ریش اصلاح نکرده..
مشتری برگشت و دوباره وارد آرایشگاه شد و به آرایشگر گفت: “به نظر من آرایشگرها هم وجود ندارند.”
آرایشگر با تعجب گفت: “چرا چنین حرفی می زنی؟ من این‌جا هستم، همین الان موهای تو را کوتاه کردم!”
مشتری
با اعتراض گفت: “نه! آرایشگرها وجود ندارند؛ چون اگر وجود داشتند، هیچ کس
مثل مردی که آن بیرون است، با موهای بلند و کثیف و ریش اصلاح نکرده پیدا
نمی‌شد.”
آرایشگر گفت: “نه بابا؛ آرایشگرها وجود دارند، موضوع این است که مردم به ما مراجعه نمی‌کنند.”
مشتری
تایید کرد: “دقیقاً! نکته همین است. خدا هم وجود دارد! فقط مردم به او
مراجعه نمی‌کنند و دنبالش نمی‌گردند. برای همین است که این همه درد و رنج
در دنیا وجود دارد.

____________________________________________________

ehsan.kay
ناظر تالار
ناظر تالار

پست ها : 3836
تاریخ تولد : 1993-04-08
تاریخ عضویت : 2012-03-27
سن : 23
مکان : M.I.S 作者

View user profile http://spiral.com

Back to top Go down

Re: دلنوشته

Post by mahgol on 17/7/2012, 5:33 pm

پسرک جلوی خانومی را میگیرد و با التماس میگوید :

خانم ! تو رو خدا یه شاخه گل بخرید زن در حالی که گل را از دستش میگرفت
نگاه پسرک را روی کفش هایش حس کرد , چه کفش های قشنگی دارید !
زن لبخندی زد و گفت:برادرم برایم خریده است دوست داشتی جای من بودی؟؟
پسرک بی هیچ درنگی محکم گفت : نه ولی دوست داشتم جای برادرت بودم !
... تا من هم برای خواهرم کفش می خریدم…


____________________________________________________

mahgol
انریکه گوش میده
انریکه گوش میده

پست ها : 1094
تاریخ عضویت : 2012-03-31

View user profile

Back to top Go down

Re: دلنوشته

Post by paniz on 17/7/2012, 8:11 pm

دلم گرفته است...

دلم به اندازه‌ي تمام آدم‌ها گرفته است...

ساز زندگي كوك است، خورشيد آن بالاها مي‌رقصد، زمين بي وقفه مي‌چرخد و

هنوز هم روز،شب مي‌شود و شب، روز...

هيچ چيز كم نيست، به جز....

و نمي‌دانم «من» كجاي اين زندگي ايستاده‌ام...

اين روزها، همه چيز اين دنيا برايم معماست

____________________________________________________

paniz
انریکه فن کار درست
انریکه فن کار درست

پست ها : 1618
تاریخ تولد : 1997-03-16
تاریخ عضویت : 2012-03-27
سن : 19
مکان : Somewhere over the rainbow...

View user profile http://www.panizpink.blogfa.com

Back to top Go down

Re: دلنوشته

Post by MarYam on 18/7/2012, 8:11 am

....رفت بی انکه مرا به خدا بسپارد
....نمیدانم خدارا فراموش کرد یا مرا
......اما من میسپارمش به خدا
....همان خدایی که اورا به من نسپرد

____________________________________________________
اگر خوشبختی یک برگ است ...

من درختی برایت آرزو می کنم !

اگر امید یک قطره است ...

من دریا برایت آرزو می کنم !

اگر دوست برایت سرمایه است ...

من خدا را برایت آرزو می کنم !


MarYam
انریکه فن با کلاس
انریکه فن با کلاس

پست ها : 255
تاریخ تولد : 1998-04-07
تاریخ عضویت : 2012-03-27
سن : 18
مکان : ...No Where...

View user profile

Back to top Go down

Re: دلنوشته

Post by ehsan.kay on 18/7/2012, 11:26 am

سخت است حرفت را نفهمند،

سخت تر این است که حرفت را اشتباهی بفهمند،

حالا میفهمم، که خدا چه زجری میکشد

وقتی این همه آدم حرفش را که نفهمیده اند هیچ،

اشتباهی هم فهمیده اند.

____________________________________________________

ehsan.kay
ناظر تالار
ناظر تالار

پست ها : 3836
تاریخ تولد : 1993-04-08
تاریخ عضویت : 2012-03-27
سن : 23
مکان : M.I.S 作者

View user profile http://spiral.com

Back to top Go down

Re: دلنوشته

Post by mahgol on 18/7/2012, 11:57 am


خدایا ...

هیچ می دانی که همیشه به موقع

به دادِ دلم.. تو می رسی ؟؟!

آنجا که خسته ام ..

آنجا که دل شکسته ام ..

آنجا که ازهمه ی عالم و ادم گسسته ام ..

همیشه تو همان دستی هست

که می گیری از دلم غبارِغمها را،

خدایِا..... سپاس

____________________________________________________

mahgol
انریکه گوش میده
انریکه گوش میده

پست ها : 1094
تاریخ عضویت : 2012-03-31

View user profile

Back to top Go down

Re: دلنوشته

Post by Taraneh on 18/7/2012, 12:05 pm

بچه ها ببخشید یه سوال : اینجا فقط قطعه هایی رو که خودمون نوشتیم میذاریم یا مال نویسندگان بزرگ هم هستن؟

____________________________________________________
Don't Care How Far,We're Gonna Make It...

Taraneh
انریکه گوش میده
انریکه گوش میده

پست ها : 1290
تاریخ تولد : 1995-12-13
تاریخ عضویت : 2012-05-30
سن : 20
مکان : Tehran

View user profile

Back to top Go down

Re: دلنوشته

Post by mahgol on 18/7/2012, 12:43 pm

نه خانومی هر دلنوشته جالبی که داری میتونی بذاری
ممکنه مال خودتم نباشه

____________________________________________________

mahgol
انریکه گوش میده
انریکه گوش میده

پست ها : 1094
تاریخ عضویت : 2012-03-31

View user profile

Back to top Go down

Re: دلنوشته

Post by Taraneh on 18/7/2012, 1:09 pm

مرسی مهگل جونم!

نوشته هایی از دکتر علی شریعتی:

غم قفس به کنار,آنچه عقاب را پیر می کند؛پرواز زاغ بی سروپاست...
*
درد من زندگی در حصار برکه نیست,زندگی با ماهیانی است که فکر دریا به ذهنشان خطور نکرده...
*
نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد
نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت
ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتگی سازد
گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش
و او یکریز و پی در پی
دم گرم خودش را در گلویم سخت بفشارد
و خواب خفتگان خفته را آشفته سازد
بدین سان بشکند دایم
سکوت مرگبارم را...

____________________________________________________
Don't Care How Far,We're Gonna Make It...

Taraneh
انریکه گوش میده
انریکه گوش میده

پست ها : 1290
تاریخ تولد : 1995-12-13
تاریخ عضویت : 2012-05-30
سن : 20
مکان : Tehran

View user profile

Back to top Go down

Re: دلنوشته

Post by Sponsored content Today at 7:40 am


Sponsored content


Back to top Go down

Page 1 of 40 1, 2, 3 ... 20 ... 40  Next

View previous topic View next topic Back to top


 
Permissions in this forum:
You cannot reply to topics in this forum