Log in

I forgot my password

Search
 
 

Display results as :
 


Rechercher Advanced Search

December 2016
SunMonTueWedThuFriSat
    123
45678910
11121314151617
18192021222324
25262728293031

Calendar Calendar


دفتر خاطرات

Page 3 of 3 Previous  1, 2, 3

View previous topic View next topic Go down

Re: دفتر خاطرات

Post by zizi on 17/6/2014, 9:22 am

چندروزپیش باجمع فامیل سوارمینیبوس شدیم بریم یه پیک نیک درست وحسابی
کلی تدارک دیده بودیم حالاتوی مینیبوس جمع دخترپسرابود
من وچندتاازدخترای دیگه عقب نشسته بودیم  اومدم بلندشم
یه تکونی خوردماشینه طوری که من کله پاشدم روی پسرعمم که صندلی جلوبود
حالاپسره که آب شدهیچ دخترای محترمم اینقدمانتوموکشیدن که  بلندم کنن نزدیک بودپاره بشه
این حالابماندکه پاک ضایع شدم
رفتیم کلی  رقصیدیم وفیلم گرفتیم وقتی اومدیم خونه داداشم فهمیدیادش رفته بودذخیره اش کنه همش حذف شده
خخخخخخ کلاباخاطراتمون رفتیم توافق

____________________________________________________



zizi
پایه ی ثابت تالار
پایه ی ثابت تالار

پست ها : 1450
تاریخ عضویت : 2013-03-11
مکان : paradize

View user profile http://3wordzizi.mihanblog.com

Back to top Go down

Re: دفتر خاطرات

Post by Taraneh on 20/8/2014, 7:08 pm

ما این چند روز رفته بودیم محمود آباد شمال!جای همگی شما خالی 
یکی از شبا ما رفتیم یه کافی شاپ که بیشتر خوردنی هاش با انار بود و میشه گفت بیشتر انارشاپ بود!آقایی که اونجا مسئول پذیرش پیشخوان بود،به طرز بسیار عجیبی به معروف،بازیکن والیبال،شباهت داشت!!!!و نکته جالب تر این بود که من در گیرودار تفکر به این شباهت،دیدم روی منو نوشته آب انار معروف  
خلاصه من بعد از پرسش از همه اعضای خانواده و تایید اونا درباره این شباهت بعد از میل آب انار،بهش گفتم شما نسبتی با اون آقای معروف دارین؟!اون آقا هم به طرز عجیبی ناراحت شد و گفت نه،فقط هم شما نیستین که اینو میگین!!!  
خلاصه اینجانب اندکی ضایع شدم!ولی جدا اگه شما هم میرفتین یه جایی میدیدین یه نفر شبیه کسیه که شناخته شده است و اسم مغازه اش هم فامیلی همون آدم معروفه،همین سوال رو نمیکردین؟  
***
یه بار دیگه هم وارد یه مغازه دیگه شدیم و بعد از خرید بهمون یه کیسه با عکس دی کاپریو دادن!منم به مادرم گفتم نمیشد عکس انریکه روش باشه؟که آقای مغازه دار هم گفت این که بهتره!منم به غیرتم برخورد و گفتم:به هیـــــــــــــــچ وجه!اونم گفت بازیگر به این خوبی!منم خیلی شیک گفتم:بازیگر فقط آل پاچینو  
خلاصه کلی خندیدیم و دیدیم که من چنین طرفداری هستم 

____________________________________________________
Don't Care How Far,We're Gonna Make It...

Taraneh
انریکه گوش میده
انریکه گوش میده

پست ها : 1290
تاریخ تولد : 1995-12-13
تاریخ عضویت : 2012-05-30
سن : 20
مکان : Tehran

View user profile

Back to top Go down

Re: دفتر خاطرات

Post by zizi on 18/10/2014, 4:42 pm

اولین باریه که بانامزدم میریم خریددستاموتودستش گذاشتم واقعاحس کردم که تودنیاکسی رودارم که فقط مال منه
خیلی چیزاروباهم نگاه کردیم من فقط چیزای بزرگ میدیم اونم فقط چیزای ظریفونگاه میکرد
یهودیدم وایسادنزدیک بودیه دختره بانامزدم تصادف کنه اگه بهم میخوردن پخش زمین میشدیم خخخخ
خلاصه باهربدبختی شده ازاون طرف ردشدیم
منم داشتم فکرمیکردم مردم چقدسربه هواشدن که ناگهان پام گیرکردبه لبه یه آهن که اونجابودوای وای اگه هادی منونگرفته بود
تمام پله هارومیوفتادم خخخخخخخخ
ازترس دیگه جرات نکردم دستشوول کنم ترسیدم بیوفتم همه بخندن بهم

____________________________________________________



zizi
پایه ی ثابت تالار
پایه ی ثابت تالار

پست ها : 1450
تاریخ عضویت : 2013-03-11
مکان : paradize

View user profile http://3wordzizi.mihanblog.com

Back to top Go down

Re: دفتر خاطرات

Post by Sponsored content Today at 7:50 pm


Sponsored content


Back to top Go down

Page 3 of 3 Previous  1, 2, 3

View previous topic View next topic Back to top


 
Permissions in this forum:
You cannot reply to topics in this forum